آخــــــرین ستاره ی شب

... سهم من از زندگی

 

 

گرد سرد مرگ پاشیده شده روی وبلاگم !!! این وبلاگ با این آرشیو چند ساله یک بغل گریه درونش نهفته ست !!! بی حس و حال ترینم این روزها ....

 پ . ن: گاهی بهانه خوب است ! حتی اگر برای زندگی باشد ...

نوشته شده در چهارشنبه 5 آذر1393ساعت 12:48 توسط ماه نو|

دوباره نم نم بارو..............ن

.

.

.

دوباره رنگ چشات.................و

.

.

این دل آروم نداره ندارههههههههههههههههههههههههههههههههههههه 

.

.

گریه یعنی ستای......................ش

جمعه ی نحس چه کردی با مرتضای ما ............................

لعنتی زود بود خیلی زود بود ..............

نوشته شده در شنبه 24 آبان1393ساعت 2:0 توسط ماه نو|

برای مرتضی پاشایی حیف است ... خدایا خودت رحم کن ...

وقتی یکی مثل من هست که خسته از تمامی زندگیست ... چطور می شود که آنوقت یکی که این همه عاشق و هوادار دارد .....

چرا مرتضی ؟ خدایا حکمتت را شکر ...

دوستان لطفا برایش دعا کنید !

پ.ن 1 : از وقتی که صداش رو برای اولین بار شنیدم انگار یکی پیدا شده که حرفهاش رو می فهمم .... 

پ.ن 2 : ستایش یعنی ....

پ.ن 3: داداش مهران با تاخیر تولدت مبارک

نوشته شده در دوشنبه 19 آبان1393ساعت 19:21 توسط ماه نو|

 

صدای باران که در خلوتم می پیچد ...

از تنهایی می رهم و به اندازه ی همه ی دنیا حریص می شوم برای بودنت ! 

.

.

.

یک دلهُ و هوای پاییزی ... 

پاییزئه و روز و شبهای بارونی ! صدای چیک چیک بارون روی شیشه ی بخار گرفته ی اتاق ،

دلیلی برای بی خوابی امشبم

نوشته شده در دوشنبه 5 آبان1393ساعت 1:46 توسط ماه نو|

 


به کسانی که در لابه لای مشغله شان وقتی برای شما پیدا میکنند احترام بگذارید .

اما

عاشق کسانی باشید که وقتی شما به آنها نیاز دارید هرگز به مشغله شان نگاه نمی کنند .

نوشته شده در یکشنبه 19 مرداد1393ساعت 22:55 توسط ماه نو

 

باز هم غمی دیگر . باز هم فراغی جانسوز ...

عمه ء عزیزم هیچ وقت فراموشت نمیکنم .

دلم برای بابا می سوزد . دلم برای دل بابا می سوزد . برای غم فراغ برادرهایش و حالا ...

غم نبود خواهرش ...

این دروغ است که تنها وقتی پدر و مادری از بین می روند کودکشان یتیم می شود . من به چشم خویش بابا را دیدم که بعد از مرگ پدر و مادرش نه یک بار ! نه دو بار ! که چهار باره یتیم می شود .

دیشب در حالیکه دست خواهر بزرگم را در دستانش گرفته بود و نرم نرمک نوازش میکرد گفت " عمه تان مرا وقتی خیلی کوچک بودم بر پشت خود می بست و از ترس اینکه مورد آزار و اذیت دیگران قرار نگیرم تا زمانی که مادربزرگتان از باغ و زراعت برگردد پایین نمی گذاشت " ! همانطور بازی میکرد . خانه را تمیز میکرد . می خوابید و بیدار می شد . منم با او آرام بودم " میگفت " همیشه مغز بادام را با انگشتان ظریفش خرد میکرد و کم کم در دهانم میگذاشت " میگفت " چطور می توانم بعد از رفتن او باز هم یتیم نشوم " ....

خدایا ! در عرض چهار سال دو عمو و یک عمه .... بس نیست ؟؟؟

از تمام 13 مردادها هم بیزارم

نوشته شده در شنبه 18 مرداد1393ساعت 0:37 توسط ماه نو|

 

تو که رفتی چقدر راحت عشق میکنی وقتی می بینی هنوز در یادش هستی ...

ایکاش یادتو هم با خود می بردی ...

پی نوشت : حس فسیل شدن دارم . انگار قراره برای همه ی سالهای وجودی ِ جهان باشم با همین حس ...

نوشته شده در سه شنبه 3 تیر1393ساعت 10:13 توسط ماه نو|

دیروز و مخصوصا شب قبل از اون واقعا بد بود . خیلی سخت گذشت .

این درد کوفتی و کشنده جونمو به لبم رسوند.

امسال هدیه ی روز پدر ، یک دنیا دلهره و عذاب بود از داشتن من :(

خیلی دلم برای بابام سوخت وقتی نگرانی رو تو چشماش میدیدم و هنوز هم می بینم .

با تاخیر ، روز پدر مبارک

نوشته شده در چهارشنبه 24 اردیبهشت1393ساعت 9:20 توسط ماه نو|

نمیدونم هنوز اینجا میای یا نه . امیدوارم که هر کجا هستی موفق باشی .

امشب تولدته . تولدت مبارک 

امیدوارم در کنار کسانی که برات موندن و عزیزن لحظات خوشی رو سپری کنی . مواظب خودت باش ...

نوشته شده در دوشنبه 15 اردیبهشت1393ساعت 1:53 توسط ماه نو|

سلام

نمیشه گفت هک ولی ظاهرا یکی دو شب اخیر شخصی تونسته بود آیدی یاهومو باز کنه و از شواهد موجود اینطور برداشت میشه که به بعضی از دوستان پیام داده . از اینکه اون طرف شعور نداشته و احمق بوده هیچ شکی نیست ولی اوناییکه منو حتی کم هم شناخته باشن میدونن چه خصلتهای رفتاری اصلا در وجودم نیست . نیاز نمی بینم که بگم چه اتفاقی افتاده و چه حرفهایی رد و بدل شده و خلاف اون فرد رو من توجیه کنم یا در موردش حتی حرف بزنم . فقط خواستم بگم رمز یاهومو عوض کردم و هکی در کار نبوده و اگر آیدیم آنلاین بود خودم هستم . همین ...

و در یک جمله از دوستان عزیز بابت خزعبلات اون شخص معذرت میخوام .

نوشته شده در یکشنبه 7 اردیبهشت1393ساعت 0:3 توسط ماه نو|


آخرين مطالب
» تنها ...
» :(((((((((((((((((((((((((
» دعا برای هنرمندی که صدایش ناب است ...
» بی خواب ترینم
» ...
» انا لله و انا الیه راجعون
» ...
» با تاخیر
» برای امیر ...
» یه کوتاهی بود از جانب من


 Design By : Pichak